تبليغاتX
مــــانده ام در صدف حوصلــه تــــــا برگــــردد

آنکه از مـــــاست سر انجام به مــــــا برگردد

لحظه ای رفت کـــه پر بود از اندیـشه ی بکـر

کــــاش می شد جهت عقربه هــــــا بر گردد

مهر من بود که از کـــــوی دلت بر می گشت

آنچنـــان کــــز سفــر سنگ صدا بـــر گــــردد

شیوه ی گردش ایّام همین است که هست

غیـر از این نیست مگــر رای خـدا بــر گـــردد

نشئه ی عشق جنون زاست نصیحت گـویان.

آنکـه بــــا عشق در آمیخت کجــــا برگـــردد؟

عشق دریــای عمیقی است، بگویید بـه دل

یـــــا شود غرق در این بحر و یـــــــا برگـردد

شعر از خلیل جوادی

صدف حوصله

+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 15:37 |
برد امشب تیم ملی خیلی شیرین بود. هر چند که از تکنیک بازی راضی نبودم اما از تیریک آقای قطبی خیلی لذت بردم. به نظرم رسید چند تا عکس از هرزگوین بگذارم:

لباس

طبیعت

معماری کتابخانه

مردم

+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 و ساعت 1:46 |
یک پیشنهاد جالب دارم، صدای بلندگو را زیاد کرده و به موسیقی که در وبلاگ قرار دادم خوب گوش کنید.

در صورتی که در بالای وبلاگ نوار زرد رنگی ظاهر شد، روی آن کلیک راست کرده و RunActiveX را بزنید.

آهنگ خیال خوش از فرهاد.

+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 19:44 |
چرا بعضی وقتا فکر می کنیم، از دیگران نسبت به خودشون و به دیگران نسبت به خودمون بیشتر مسئولیم؟!
+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت 21:14 |