+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت
17:24 |
دلم می خواد قدم بزنم تا بینهایت
اما اسیر لذت به پایان رسیدنم
+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت
17:9 |
درباره وبلاگ
ما، برای فتح سوی پایتخت قرن می آییم تا که هیچستان نه توی فراخ این غبار آلود بی غم را با چکاچک مهیب تیغهامان، تیز غرش زهره دران کوس هامان، سهم پرش خارا شکاف تیرهامان، تند نیک بگشاییم شیشه های عمر دیوان را از طلسم قلعه ی پنهان، ز چنگ پاسداران فسونگرشان جلد برباییم بر زمین کوبیم ور زمین گهواره ی فرسوده ی آفاق دست نرم سبزه هایش را به پیش آرد تا که سنگ از ما نهان دارد چهره اش را ژرف بخشاییم