تبليغاتX

سلام

دوستم منو به یه بازی دعوت کرد من هم قبول کردم(اینکه این سوالا رو بنویسم و بهش جواب بدم).

 

اتفاقات مهم زندگی :

قبول شدن توی دانشگاه و...

 

اتفاقاتی که نباید اشاره بشه :

بعداً در موردش با هم صحبت می کنیم.

 

کدوم هنر پیشه :

خودم یه پا هنرمندم(از هر انگشتم... )

 

حالااینو برو...:

 

listat

+ نوشته شده توسط امید در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 15:32 |
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندبیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردندچه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبیبعد از این روی من و آینه وصف جمالمن اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبهاتف آن روز به من مژده این دولت داداین همه شهد و شکر کز سخنم می​ریزدهمت حافظ و انفاس سحرخیزان بود واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادندباده از جام تجلی صفاتم دادندآن شب قدر که این تازه براتم دادندکه در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادندمستحق بودم و این​ها به زکاتم دادندکه بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادنداجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادندکه ز بند غم ایام نجاتم دادند

http://i21.tinypic.com/33b2w4x.jpg

+ نوشته شده توسط امید در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 11:22 |

دوران قبل از دانشگاه = حسرت
كنكور = گذرگاه كاماندارا
قبول شدن در دانشگاه = صعود
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13(سال‌هاي اسارت)
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجويي تعليقي = مي‌خواهم زنده بمانم
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه = حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه قم = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
استاد دانشگاه = گاو
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي

+ نوشته شده توسط امید در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 9:45 |