تبليغاتX

دلم تنگ است،

نوایم با پریشانی هم آهنگ است

و آهم ،آه،باز بی رنگ است

هوایم خسته از این حیله و رنگ است

دلم دریائیِ دریا دلت را سخت دلتنگ است

 

تو را فریاد خواهم کرد

صدایت را،هوایت را

و آن خاکستری ساحل مدادت را

 

اگر موجم،اگر دریا،اگر آبی ترین فردا

تویی ساحل ترین اوجم،

اگر خاکستری،تنها...

 

 

 چه خواهی از دلم یارم؟

که از تو رو بگردانم؟!

بگو با من،

بگو با من کدامین آبیِ دریا، بدون ساحل فردا

- اگر خاکستری، تنها -

تواند اوج بخشد موج هایش را؟

 

مگو با من سخن از باد

از این دلمرده ی فریاد

که گر موجی به تن دارم

همه حاصل ز هم آغوشی خاکستری با این تنِ آبیست

 

تو کردی اینچنین با من

تو جاری کرده ای امشب،چنین شعرم به این دفتر

شگفتی نیست یارِ من

تو بشکستی طلسم شعرهایم را...

همه حاصل از آن شب بود

از آن شب روزِ مهتابی

که خود احساس کردم من،

ترنم های خیس ساحل خاکستری را بر تنِ آبی

 

براي زيبايي

+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 21:12 |
خوب دیدم بد نیست جواب نظرات قبلی رو اینجا بگم!(اول اینو بگم که من مطالبم بدون جبهه گیری نسبت به یک فرد خاصه می شه اسمش رو گذاشت تحلیل وب)

پاسخ به: باران عزیز )) خوب من همونطور که گفتم منظورم یک فرد خاص نیست و شما لطف دارید. اگه راست می گی خودت اول شروع کن و بزن تو وبلاگت. بد نبود می گفتی نظرات خصوصی رو چک کنم. عصبانی هم نیستم خیلی هم ریلکس تشریف دارم.

پاسخ به: پوریای عزیز )) عزیزم من عصبانی نیستم. فقط نوشته ام کمی قاطعانه است. فکر کنم بهام جواب شما رو هم داده.

پاسخ به: نادیا عزیز )) اول باید بگم چه عجب!! لطف کردی اومدی! انتظار داشتم مطلب رو می خوندی!

پاسخ به: اریکا عزیز )) شما هم مثل نادیا جان

پاسخ به: نسرین عزیز )) بد نبود نسرین جان تا آخرش می خوندی. فکر کنم به همون چند جمله ی اول اکتفا کردی!

پاسخ به: دشمن عزیز )) بهت بگم خودت رو جای شمن گذاشتی و من به این دید بهت جواب می دم نه به عنوان پرستو!!

اول باید بگم من این آهنگ رو گذاشتم تو وبلاگ نه روی وبلاگ. انتظار نداشته باش نواخته بشه! منظورت از اون کلمه خدا(God) بود یا خوب(Good)؟ گفتم تنها خواهی شد نه اینکه هستی! من اولیشم که ترکت می کنم عزیزم! آره تو اسیری! یه اسیر باورهای غلط! اون جملات رو هم گفتم یاداوری بشه نه اینکه تو گوش خر یاسین بخونم!

تقریبا می شه اینطوری برداشت کرد. هنوز مفهوم قربانی رو هم فقط زندانی تلقی می کنی! از دانشگاه اخراج شدن یا اسیر خانواده شدن یا ... رو هم بهش اضافه کن!!

من فکر می کردم تنها یک تعریف سطحی از حیا داشته باشی! اما فکر نمی کردم فقط املاش رو بلد باشی!!!

خدا خیلی از حرفاش رو درگوش آدما می گه!! به حروف مقطعه توجه کن گل من!!! در ضمن که هر کسی از حرف خدا نسبت به علم و سوادش برداشت می کنه(خودتو با اون فرهنگت کنار دیگران نذار)!!

آوای سکوت جان ممنون در اسرع وقت انجامش می دم از تو هم انتظار داشتم بخونی!

کار تو بدتر از دزدیه! دزد خسارت فردی می زنه ولی تو خسارت اجتماعی!!

خوبه خودت می دونی اهمیت نداری!!! ولی به دیگران اهمیت بده و وقتشون رو نگیر

فیلمی که در آینده در مورد تو و امثال تو خواهم ساخت

تقریبا ثابت شده!! از اینجا که کسی قیافه ت رو نمی بینه!!!

آره چون تو فقط صبح و عصرا رو می بینی. در یک کلمه دیدگاه غلطی نسبت به زمان داری و آینده نگر نیستی! اگه صبح و عصر فردا رو هم می دیدی این کارا رو نمی کردی!!

خودت که اینی بچه ت دیگه چی بشه!!!!!!

بیچاره اگه بدونی از چیا محرومی که دادت درمیاد!!! الان فرصت توضیحش رو ندارم. ولی یکی از اونا رو که مدنظرمه و به خاطرش داشتم اخراج می شدم تا ۱۰ سال دیگه می بینی!!!

اگه فقط خودت بودی برام پشیزی اهمیت نداشت(به خدا جدی می گم). از این نظر مطمین باش ولی مسیله اجتماعیه! فقط تو نیستی!!!

آرزوی از بین بردن آرزوهای یه جامعه رو داری؟!

حتما این کارو می کنم!! اگه خواستی می تونم اینو بهت نشون بدم!! هر چند ارزشش رو نداری!

خوبه که همه چیز بهت ثابت شد. حالا معلومه که اصلا نمی فهمی چی می گی!! اون بالا گفتی چی بهت ثابت شده!!

ایول که باادبی. ولی ادب یعنی رعایت حد و حدود هر چیز نه فقط فحش ندادن!!

تو اصلا فکر هم می کردی؟

خوب شد بهم گفتی آزادی رو نمی فهمم!!!پس ننه ام ترم پیش داشت به خاطر این مسایل از دانشگاه اخراج میشد؟!!

آدرس تو و دوستات رو می خوام چکار؟؟ من می گم آزادی این نیست که دیگران رو سر کار بزاری!!

بابا خدای احساسات!! یه کم قلقلکم بده!! مواظب باش خفه نشم!! شما کارت همینه!! با حساسات من نتونستی بازی کنی! فهمیدی؟

و این دلیل نمی شه دیگران رو از پیشرفت  عقب بیاندازی!!!

** یک دسته از کاربران اینترنت زن های خانه دار هستن. که از بیکاری غیبت و... رو ترک کرده و به اینترنت مشغول شسده اند. خوب می بینیم که سایت های مدل لباس و... براشون خوبه!! ولی فکر می کنن آزادی اینه که برن تو اینترنت آدما رو سر کار بزارن!!

ببین من یک تحلیلگر وبم! رشته ای که هنوز تو ایران نیومده!! کارم اینه که آدمایی مثل تو رو کلی ببینم!! من فقط تو رو هم نگفتم!! ادامه ی خط قبلم باید بگم: من دسته از این زنا رو دیدم که بعد از یک سال رو آوردن به سکس!!!!! و خانوادشون از هم پاشیده شده!

باید بگم ازدواج دقیقا حصاره!! ولی باید این حصار رو درک کنی!! دوست داری شوهرت جلوی خودت یک زنو بیاره و.... حالا فهمیدی حصار چیه؟؟؟ در این مورد هم بحث زیاد هست!!! یک حصار که یک جامعه ی کوچک تشکیل می ده!!!

آره ولی دلیل نمی شه به شوهرت خیانت کنی!! دلیل نمی شه باعث خودکشی جوونا بشی!!(که جدیدا یه مورد گیر آوردم)!! اگه مسلمونی بدون که یه مسلمون وقت دیگران رو هدر نمی ده!!

یه کم هم با بقیه فرق دارم! من به عنوان تحلیل گر وب لاگ ساختم و بقیه ...

من پولی بابت تو دریافت نمی کنم. دوست دارم تو جامعه ای زندگی کنم که همه حد و مرز خودشون رو می دونن. به حقوق همدیگه احترام می ذارن! و هزاران کار خوب دیگه!

لیلا جان! می شه بیشتر توضیح بدی؟؟؟؟؟ استبداد چیه از نظر شما؟؟؟

بهرام دانشجوی روانشناسیه!! به من تو مقاله ای کمک می کنه و دوست قدیمیمه!!! ممنون بهرام جان!دوست دارم بیارمش تو وبلاگم!!!

احمد گل من تو هم که می شی پارازیت!!!

در نهایت یک بار دیگه میگم اینا همش نسبت به رستو نبود!!!

پرستو جان حرف آخرم ::))) آزادی و تفریح اینی که فکر می کنی نیست!!! من به عنوان یه سادیسمی از کتک زدن مردم خوشم میاد و توی جامعه دعوا کنم هیچ کس از ترس هیکلم و... جرات جلو اومدن رو نداره!! ولی دلیل نمی شه مردم رو بزنم!! هر چند تا حدی آزادم!!! سوء استفاده از آزادیم نمی کنم!! فهمیدی!!!

نظرات رو همچنان هونجا بگذارید!!

+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 18:56 |

سلام

اومدم بگم...

بگم بهت كه برام فرقي نمي كنه دختر باشي، پسر باشي هر چي مي‌خواي باش، من اينارو براي خودت مي‌گم.

توي دنياي مجازي همه چيز مجازيه! حتي عشق! پس مي‌شه شيفت ديليتش كرد. پس خودتو رو ناراحت نكن.

در ضمن بايد بهت بگم،

اگه انگليسيت خوبه آهنگ in pieces كه تو وبلاگ گذاشتم رو گوش كن. اگه نمي‌توني من برات توضيح مي دم

 

You tell me to go

Your hands need me to stay

Your lips say you love

Your eye say that you hate

There's 2 things in your lies

Dote in your face

….

 

از اينجا حرفمو بهت مي زنم

 

So I

I won't be the one

Be the one to leave this in pieces

And you

You will be alone

Alone without your secrets and regrets

DON'T   LIE

You promise the sky

Fantasia me like a stone

….

 

مي خوام بگم

« اين فقط من نيستم كه تركت مي كنم، تو تنها خواهي شد. »

« اگه مي‌خواي ادامه بدي به اين زندگيت برات متاسفم بايد تنها توي تكه‌هاي دروغ و افسوس‌هات زندگي كني. »

 

تو گفتي من آزادم.

آزادي اين نيست كه آدم هر غلطي بخواد بكنه

آزادي اينه كه هر كاري درسته رو بتوني انجام بدي!!!!!

به خاطر اين طرز فكرت هم متاسفم

آدمايي مثل تو باعث مي‌شن افراد ديگه‌اي توي جامعه قرباني آزادي بشن!

چون طرز فكر غلطي در مورد آزادي داري!

چيزي كه تو بهش مي‌گي آزادي من بهش مي‌گم بي هيايي، بي معرفتي، بي مرامي، نامردي!

آره من بهش مي‌گم بي‌توجهي به اون چيزي كه خدا گفته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مرام رفاقت رو نداشتي!

مرام دوستي رو نداري كه دروغ مي‌گي!

تو بيشتر اسيري تا آزاد

اسير دروغات

و اسير افسوس‌هات خواهي بود

اسير طرز فكر اشتباهت

اسير مردابي به اسم شك! چون همه رو مثل خودت دورو مي‌بيني

من تو اين مدت مي‌خواستم همين رو بهت ثابت كنم

بهت ثابت كنم شماها كسايي هستيد كه فردا قراره با طرز فكر غلطتون، ديدگاه مردم رو نسبت به اينترنت و شبكه‌ي جهاني و ارتباطات(توي عصر ارتباطات) منفي كنيد.

با اين كار شما روزاي آينده، فرداهاي بچه هاي ما بدون شبكه خواهد بود، بدون ارتباط خواهد بود، همونطور كه الان من و تو از خيلي چيزايي كه غربي ها دارن محروميم چون آدمايي مثل تو وجود داشتن كه اسمش رو خراب كردن!!

كار خودت رو از كاري كه دشمناي صدر اسلام و... براي خراب كردن اسم اسلام و اسم خيلي چيزا انجام مي‌دادن ندون!!!

براي تو، دوستات و بقيه‌ي آدماي مثل تو همگي متاسفم! شما بشكه‌هاي پر از عقده هستيد كه با هيچ دستي به جز دست خدا باز نمي شه! و خدا هم شما رو به حال خودتون در گمراهي آشكارتون رها خواهد كرد! با دست ما فقط اعدام مي‌شيد يا عقده‌هاتون بيشتر مي‌شه!

اينو بدون من كه سالهاست با اين تكنولوژي آشنام و به پيشرفتش كمك كردم بازيچه‌ي دست تو نمي‌شم! شرمنده اشتباه گرفته بودي! ولي براي تو متاسفم! وقتت رو خوب هدر ندا‌دي!!

زمان همه چيز رو به تو ثابت خواهد كرد!!!!

و امّا اگه پشيمونشدي اون موقع من به عنوان يه دوست باهاتم!!!!

+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 18:38 |
(از الان بگم نظرات سیاسی مربوط به پست قبل رو همونجا بیانت کنید)

در ضمن من همیشه می گم مطلب باید کوتاه باشه. ولی این طنزه و من هر چی بیشتر آرایش کردم زیباتر شد. وقتی شروع به خوندن کنید هر چی جلوتر می رید بیشتر دوست خواهید داشت بخونید.(توجیه بازی)

آره مي‌گفتم، شنيديم مي‌گن: « آشپز كه دو تا بشه غذا يا شور مي‌شه يا بي نمك »

  » البته دوتا شدن در اينجا به معني خم شدن يا دولا نيست بلكه به معني دو نفر بودن است. از اديبان محترم خواهش مي‌كنم ايراد نگيرند.

به هر حال

من ديروز تحقيق كردم(تجربي بود و اثبات نداره) و ديدم كه نه! مي‌شه اينطوري هم گفت: « آشپز كه دو تا بشه، نه تنها غذا شور يا بي نمك مي‌شه، بلكه مي‌سوزه! »

تصميم هم دارم اين نتيجه رو به صورت مقاله در بيارم و توي چند تا از جورنال‌هاي بين‌المللي معروف چاپ كنم.

من با اين نظريه مرزهاي علم رو جابه‌جا كردم(عقب تر كشيدم!) و به خودم افتخار مي‌كنم. از همسرم هم كه در اين زمينه يار من بود(و در خونه حضور نداشت تا غذا درست كنه) تشكر مي‌كنم.

در يك آزمايش عملي كه ديروز در حضور اساتيد بزرگ دنيا در آشپزخانه انجام گرفت، من و دوستم(كه اسم اون هم اميده) تصميم به پختن استامبولي گرفتيم! تا به جامعه‌ي علمي دنيا ثابت كنيم كه ايراني جماعت مي‌تواند.

ما با تماس با برادرم دستور پخت استامبولي را گرفتيم و آزمايش را شروع كرديم.

.: شرح آزمايش

مواد لازم : سيب زميني، ...

در ابتدا تصميم به مهيا كردن لوازم گرفتيم، اولين نتيجه اي كه گرفتيم اين بود كه بابا و مامان اميد خونه رو خالي از امكانات كردن و رفتن مسافرت پس بايد بند كيف پول را شل نماييم.

سپس مرحله‌ي سرخ كردن انجام شد، با كلي روغن كه بيشتر آن را تخليه كرديم در آشغالي، سپس همينطوري آب ريختيم توش، و برنج را هم به آرامي روي آن‌ها پاشيديم، طوري كه در همه‌جا به طور يكسان پخش شود و رب و... را هم مخلوط(حل) كرديم، و در قابلمه را گذاشتيم. سپس مشغول ديدن فيلم "دختر پايين شهري" شديم. و شروع كرديم به فيلم ديدن. و به اين نتيجه رسيديم كه تماشاي فيلم باحال در ايجاد تمركز آشپز نقش منفي دارد.

امّا لحظاتي بعد بهرام زنگ زد و گفت كه منم دارم ميام اينجا تو خونمون سوسك افتاده توي غذام و من مي خوام آويزون بشم. و چند دقيقه‌ي بعد رسيد(البته ساعتی قبل از اينكه ما شروع به طبخ كنيم اين نامرد زنگ زو و گفت خورش قرمه سبزي واي واي دلتون آب...).

ما با آغوش باز بهرام رو پذيرفتيم، به اين نتيجه رسيديم كه اگر در خانه تان سوسك وجود دارد در اواين زمان ممكن خانه را سمپاشي كنيد تا وارد غذاتون نشه و ضايع بشيد! دوم اينكه اگه سوسك افتاد تو غذاتون سعي كنيد يه جايي آويزون بشيد و سريع خودتون رو به ارتفاع آويز برسونيد.

در اين لحظه كه ما مشغول تماشاي فيلم و نتيجه گيري بوديم، موبايل اميد زنگ خورد(زيديه بود) و ما در اين لحظه فهميديم كه اميد جان ناهارو روي تخت خوابش در حال لاوبازي ميل مي‌فرمايند. و حالا حالاها مخش مشغوله(مشترك مورد نظر...)

به هر حال ما به فيلم ادامه داديم تا اينكه من يه بوهايي به مشامم خورد. يه سري ابر بالاي سرم جمع شد كه همرو تركوندم و گفتم توهمه چيزي آتيش نگرفته!

امّا يكي از ابراي بالاي سرم باريد و من با يك سه گام خفن پريم تو آشپزخونه امّا كار از كار گذشته بود. همانطور كه تيم دانشگاه پارسال كه ما نبوديم يك بازي را 100 به 4 واگذار كرده بود و آن‌ها ما را اگر NBA هم بوديم مسخره مي‌كردند.

به هر حال كلي حال كرديم و چند تا نتيجه گرفتيم: اگه مي خوايد آويزون بشيد سعي كنيد بدونيد كجا داريد مي ريد! دوم اينكه صحبت با حاج خانم و فيلم ديدن واسه آدم نون و آب نمي شه(هر چند بهرام مي‌گه مي‌شه سالي 7 يا 8 بار تولدشه) و سوم اينكه ديگه بر... هم فايده نداره! تازه به اين نتيجه رسيديم كه يادمان رفته توي غذا نمك هم بيزيم چهارم هم كه همون ضرب المثلست.

حالا ما تركيبي از كربن و استامبولي داشتيم كه براي بدن بسيار ضرر دارد.

نتيجه ديگه اي هم داريم اينكه اول يك قاشق به گربه‌ي بدبخت بديد اگه زنده موند خودتون هم بخوريد و يك لگد بهش بزنيد. (محض احتياط آمبولانس را هم خبر كنيد)

نتيجه‌ي بعدي اينكه اگه تو چنين موقعيتي گير كرديد و ساعت 3 شده بود و شما داشتيد از فرط گرسنگي انگشتان دوستتون، گوش وي، لپش، و كنترل تلويزيون و... را مي‌خورديد بدانيد كه در اولين قاشق ممكنه سرتون گيج بره! فرمون رو محكم بگيريد تا از جاده خارج نشيد.

در ضمن در اين لحظه فرصت عكس گرفتن از زغال‌ها رو از دست داديم.

بعد مجبوريد همه‌ي غذاتون رو بخوريد چون راهي نداريد، وگرنه مي‌ميريد. سعي كنيد خونسردي خودتون رو هم حفظ كنيد و همديگه رو مقصر ندونيد، ما مقصر رو بهرام معرفي كرديم چون پاقدمش نحس بود. و همه‌ي ظرف‌ها رو شست. بعضي‌هاش روهم من با 50% گارانتي سالم موندن ظروف(قابل توجه همسر گرامي).

به هر حال ما اين نتايج رو به سازمان ملل داديم امّا چون عكس از غذا نداشتيم از ما قبول نكردن. اون دانشمندا هم كه هواپيماي توپولوفشون بنزين تموم كرد و چون كارت سوخت نداشت سقوط كرد  بيچاره ها در راه علم مردن.

به هر حال دانشمندان دنيا اون روز رو روز "استامبولي شوره چشم ننه قلي كوره" نامگذاري كردند و در مراسمي با حضور "گفتن نام نبريد" از ما تقدير و تشكر شد. بعد هم كه من رو اسكورت كردن و آوردن اينجا و من اومدم پيش شما.

 

** امّا نتيجه‌ي ديگه‌اي كه داريم براي پدر و مادرهاست كه بايد به بچه هاشون آشپزي آموزش بدن.

** در ضمن در نهاین به من که دانشجوی رشته ی رایانه بودم دکتری افتاخاری دادند و امید به خاطر بردن آبروی دانشجویان صنایع غذایی دو ترم تعلیقی خورد. بهرام هم به نمایندگی از رونشناسان روانی دیپلم افتخار گرفت!!!

 

+ نوشته شده توسط امید در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 12:52 |

مدتيست كه با فردي(افرادي) به نام پناه آشنا شده‌ام، افرادي كه بي‌پناهند امّا به قول شاعر پناه هوس مرداي شب هستند.

 

 

اي پناه هوس مردهاي شب

هميشه گريه به دل خنده به لب

غمگينم از غم و غصه هاي تو

همدل آدم هاي بدون دل

نفس گرم تو از شعله ي دل

غمگينم از غم و غصه هاي تو

واي اگه قلبت تو سينه بميره

تموم شهر منو شب مي گيره

نمي خوام كه چشم هاي خشك تو رو تر ببينم

تو بزار غصه هات رو من روي شونم بگيرم

نمي خوام اميد تو از دل تو بيرون بشه

آخرين منزل تو رو سر تو ويرون بشه

واي اگه قلبت تو سينه بميره

تموم شهر منو شب مي گيره

واي اگه قلبت تو سينه بميره

تموم شهر منو شب مي گيره

 

 

به نظر شما اين سرنوشت پناهه؟ تو يه كشوري مثل آمريكا اين سرنوشت خيلي از آدم‌هاست!

چه كار بايد كرد؟

به نظر شما ازدواج به موقع آدم‌ها اين مشكل رو (تا حد زيادي) حل نمي كنه؟ تا حداقل حدي كه اين كار به عنوان يك سرنوشت تلقي نشود؟

من فكر مي‌كنم جامعه‌ي ما هم داره به سمتي پيش مي‌ره كه بعد از سال‌ها چنين افرادي در مردابي گير كنن و نتونن حتي بيرون بيان.

امّا به زور بدحجاب ها رو جمع كردن چطور؟ چاره سازه؟! بد نيست كمي عاقلانه و تخصصي به موضوع نگاه كنيم؟ بد نيست براي يك بار هم كه شده به ماتاخر(حوادث بعد از انجام) كارهاي اجتماعي كه انجام مي ديم فكر كنيم؟ اين فقط مربوط به دولت نيست!

+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 و ساعت 2:57 |
آلبوم جدید و اصلی Linkin Park به نام Minutes to Midnight

نام آهنگ

سرور 1

 

Wake

دانلود

 

Given Up

دانلود

 

Leave Out All The Rest

دانلود

 

Bleed It Out

دانلود

 

Shadow Of The Day

دانلود

 

What Ive Done

دانلود

 

Hands Held High

دانلود

 

No More Sorrow

دانلود

 

Valentines Day

دانلود

 

In Between

دانلود

 

In Pieces

دانلود

 

The Little Things Give You Away

دانلود

خوراک زمان برنامه نویسی

+ نوشته شده توسط امید در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 11:46 |

سلام

امروز نه ببخشید فردا (بابا اصلاْ گیر چهارم شهریور) روزیه که اولین پستم رو تو وب لاگ گذاشتم. این کارت پستال :

~ کارت پستال مورد نظر را دادشتان از روی دسکتاپ پاک کرده

خوب این هم که پرید ولی لوگویی رو که می بینید طراحی کردم تا امروز تو وب لاگ قرار بدم. حالا چند تا سوال دارم که می خوام در موردش با هم بحث کنیم .::.(اوه خدای من!!!!)

اول اینکه تا حالا فکر کردید وب لاگی که طراحی کردید به چه دردتون می خوره؟ چقدر براتون مفید بوده! نه تنها وب لاگ کلا خدمات اینترنتی به نفعتون بوده یا به ضررتون و فقط باهاش وقت گذرانی کردید؟!

دومی رو بعداْ می گم تا این پست طولانی نشه

شاد و پیروز باشید و سربلند. موفق پایدار و.. هر چی بلدین و دوست دارین باشین(خوباش)!!!

+ نوشته شده توسط امید در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 18:51 |