تبليغاتX

اي فخر من سلطان من

چون سوي من نمي‌كني؟

روشن شود چشمان من

 

از چشم من بيرون مرو

اي شعله‌ي تابان من

بي‌خواب و خوار كردي مرا

 

اي يوسف كنعان من

+ نوشته شده توسط امید در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 20:10 |
سلام

 

آه خدای من

خسته شدم

باید برم الآن دادشم می گه بیا کمک کن

 

و اكنون مصدوم باز مي‌گردم

+ نوشته شده توسط امید در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 17:37 |

+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 11:7 |

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه

مرحله ي اول مسابقه تموم شد. بهتره نگم چندم شدم ولي مي گم (79!!!!!)

اين يعني چي ؟؟؟؟

بابا من بايد مي شدم دوم تا پنجم (با توجه به زمان برنامه هام فكر كنم دوم) سوالات رو گذاشتم آخر سابميت كنم، به عبارتي همه شركت كنندگان رو سورپرايز كنم اما از بدشانسي من سوال اولم كه اكسپت شد دو تاي بعدي يه ارور داد(افاستريم دات اچ نداريم بايد بگي آفاستريم) كه اين دو اشتباه از طرف داور بود و ممكنه تصحيح بشه و من رو يه 30 تايي جابهجا كنه در ضمن تلفن من مشكل داره گاهي قاتي مي كنه و وسط اينترنت سرفينگ قطع مي شه ! در نتيجه سوال چهارم هم پريد. از اون زمان به بعد همش داشتم با تلفن ور مي رفتم و شايد بشه گفت زمان براي جواب دادن به يه سوال ديگه رو هم از دست دادم.(اين رو مي گن پررو بازي خودم رو از 79 كشوندم اول دوم)

به هر حال تجربه ي خيلي خوبي بود و خيلي حال كردم (تنهايي تركوندم)

به هر حال من كه سوسو راضي بودم. هر چند مسابقه ي جمعه رو هواست. ولي...

خوب تا اون وقت گود باي
چي رو گود باي
دعام كنيد !!
+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 20:48 |