بسم الله الرحمن الرحیم
شاید الآن که عاشورا و تاسوعای امسال تموم شده یه کم گفتن این شعر سوزناک باشه![]()
![]()
![]()
اما خوب![]()
اربعین و ... که هست! می تونیم خودمون رو آماده کنیم برای حسینی شدن
اما هر وقت شدین از دعاهاتون ما رو هم بی نسیب نگذارید!![]()
|
خواب ديده ام اينکه مرده ام |
| خواب ديدم خسته و افسرده ام |
|
روي من خروارها از خاک بود |
| واي قبر من چه وحشتناک بود |
|
تا ميان گور رفت دل گرفت |
| قبر کن سنگ لحد را گل گرفت |
|
ناله مي کردم وليکن بي جواب بود |
| تشنه بودم تشنه يک جرعه آب |
|
خسته بودم هيچ کس يارم نشد |
| زان ميان يک تن خريدارم نشد |
|
هرکه آمد پيش حرفي راند و رفت |
| سورهي حمدي برايم خواند و رفت |
|
نه شفيعي نه رفيقي نه کسي |
| ترس بود و وحشت و دلواپسي |
|
آمدند از راه نزدم دو ملک |
| تيره شد در پيش چشمانم فلک |
|
يک ملک بگو نام تو چيست |
| آن يکي فرياد زد رب تو کيست |
|
اي گنهکار سيه دل بسته پر |
| نام اربابان خود يک يک ببر |
|
درميان عمر خود کن جستجو |
| کارهاي نيک و زشتت را بگو |
|
گفت با من عمر خود کردي تباه |
| نامه اعمال تو گشته سياه |
|
ديگر جاي عذر خواهي دير بود |
| دست و پايم بسته و زنجير بود |
|
نا اميد از هرکجا و دل فکار |
| مي کشيدندم به زحمت سوي نار |
|
ناگهان الطاف حق آغاز شد |
| از جان درهاي رحمت باز شد |
|
مردي آمد از تبار آسمان |
| نور پيشانيش فوق کهکشان |
|
چشم هايش زندگاني مي سرود |
| درد را از قلب آدم مي زدود |
|
گيسوانش شط پر جوش و خروش |
| در رکابش قدسيان حلقه به گوش |
|
صورتش خورشيد بود غرق نور |
| جام چشمانش پراز شر طهور |
|
برسرش دستار سبزي بسته بود |
| در دلم مهرش عجب بنشسته بود |
|
دو ملک سر را به زير انداختند |
| بال خود را فرش راهش ساختند |
|
غرق حيرت داشتند اين زمزمه |
| آمده اينجا حسين فاطمه |
|
صاحب روز قيامت آمده |
| گويا بهر شفاعت آمده |
|
سوي من آمد مرا شرمنده کرد |
| مهربانانه سويم خنده کرد |
|
گفت آزادش کنيد اين بنده را |
| خانه آبادش کنيد اين بنده را |
|
اينکه اينچنين تنها شده |
| کام او با تربت من وا شده |
|
مادرش او را به عشقم زاده است |
| گريه کرده، بعد شيرش داده است |
|
اينکه مي بييند در شور است و شين |
| ذکر لا لايش بوده يا حسين |
|
با ادب در مجلس ما مي نشست |
| او به عشق من سر خود را شکست |
|
سينه چاک ال-زهرا بوده است |
| چاي ريز مجلس ما بوده است |
|
اسم من رازو نيازش بوده است |
| خاک من مهر نمازش بوده است |
|
پرچم من را به دوشش مي کشيد |
| پا برهنه در عزايم مي دويد |
|
بارها لعن اميه کرده است |
| خويش را نذر رقيه کرده است |
|
نذر عباس به تن کرده کفن |
| روز تاسوعا شده سقاي من |
|
هرچه باشد او برايم بنده است |
| او بسوزد صاحبش شرمنده است |
|
در مرامم نيست او تنها شود |
| باعث خوشحالي اعدا شود |
|
درقيامت عطر و بويش مي دهم |
| پيش مردم آبرويش مي دهم |
|
باز بالاتر به روز سرنوشت |
| مي شود همسايه من در بهشت |
یا حق
التماس دعا


