تبليغاتX
خدمت بازدید کننده ها عرض کنم که اول معذرت می خوام که یه مدت سر نزدم و به روز نرسوندم. باور کنید سرم شلوغ بود(ثبت نام دانشگاه و این حرفا دیگه) بعد هم که تو دانشگاه قم تنها شدیم و ذوق و احساسمون یهو قاتی پاتی شد. البته حالا دیگه کلی سرگرمیم ولی کی از دل ما خبر داره؟! ...

دیگه وقتی یه شعر قشنگه نمی شه آدم از اون بگذره

ما زياران چشم ياري داشتيم

تا درخت دوستي برگي دهد

گفت گو ايين درويشي نبود

شيوه چشمت فريب جنگ داشت

خود غلط بود انچه ما پنداشتيم

حاليا رفتيم و تخمي کاشتيم

ورنه با تو ماجراها داشتيم

ما غلط کرديم و صلح انگاشتيم

گفت خود دادي بما دل حافظ

ما محصل بر کسي نگماشتيم

+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 8:38 |